تکیه کلام یک تخریبچی
با حفظ همه آن سِمتها، این منصب را هم مال خود کرده بود. آنقدر پای آتش، در گرما ایستاده بود که صورتش خشک شده بود و در همه مرارتها اگر از کنارش رد میشدی خنده روی لبانش را به تو هدیه میداد.
با حفظ همه آن سِمتها، این منصب را هم مال خود کرده بود. آنقدر پای آتش، در گرما ایستاده بود که صورتش خشک شده بود و در همه مرارتها اگر از کنارش رد میشدی خنده روی لبانش را به تو هدیه میداد.