پیشبینی رشد بازار جهانی ضدکفهای سیلیکونی تا مرز ۴ میلیارد دلار
بازار جهانی ضدکفهای سیلیکونی (Silicone Defoamers) در مسیر رشدی پایدار قرار گرفته و تازهترین برآوردها نشان میدهد این بازار تا سال 2031 میلادی به ارزشی نزدیک به ۴ میلیارد دلار خواهد رسید. طبق دادههای منتشرشده، ارزش این بازار در سال 2024 میلادی حدود ۲ میلیارد و ۹۱۰ میلیون دلار برآورد شده و پیشبینی میشود تا پایان دورهی 2025 تا 2031 میلادی (۱۴۰۴ تا ۱۴۱۰) با نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) معادل ۴.۵ درصد، به رقم ۴ میلیارد و ۴۳ میلیون دلار برسد. این آمار، جایگاه راهبردی ضدکفهای سیلیکونی را در زنجیرهی صنایع شیمیایی و بسپار بیش از پیش برجسته میکند.
بر اساس گزارش جدید منتشرشده از سوی QY Research با عنوان «Global Silicone Defoamers Market Share and Ranking, Overall Sales and Demand Forecast 2025-2031»، صنعت ضدکفهای سیلیکونی در حال تجربهی تحولاتی عمیق در ابعاد فناوری، ساختار بازار و جغرافیای مصرف است. این گزارش با بررسی دقیق پویاییهای بازار، روندهای نوظهور فناوری و تغییرات منطقهای، تصویری جامع از نیروهای کلان و خرد اقتصادی ارائه میدهد که آیندهی این صنعت را شکل میدهند. تمرکز ویژهی این مطالعه بر الگوهای سرمایهگذاری، رقابت میان شرکتهای پیشرو و اثر سیاستهای تجاری جدید بوده است.
ضدکف سیلیکونی یا آنتیفوم سیلیکونی، دستهای از بسپارها با مازهزنجیر (ستونفقرات) سیلیکونی هستند که برای جلوگیری از تشکیل کف در فرایندهای صنعتی به کار میروند. پدیدهی کفکردن در بسیاری از فرایندهای تولیدی رخ میدهد و میتواند پیامدهایی مانند اختلال در روند تولید، کاهش حجم موثر تجهیزات، افزایش توقفهای ناخواسته و حتی ایجاد مشکل در مرحلهی کاربرد نهایی به همراه داشته باشد. به همین دلیل، استفاده از عوامل ضدکف به یک ضرورت فنی و اقتصادی تبدیل شده است.
کفها به دلیل پایداری ناشی از گرانروی سطحی و کشسانی لایهی نازک خود، بهسختی تخریب میشوند. سیلیکونها به دلیل کشش سطحی و بینسطحی کم، قابلیت پخش سریع روی فیلم کف را دارند و همین ویژگی باعث میشود کارکردی موثرتر در مقایسه با بسیاری از ضدکفهای آلی از خود نشان دهند. افزون بر محیطهای کفکنندهی آبی، ضدکفهای سیلیکونی در سامانههای غیرآبی نیز کاربرد گستردهای دارند؛ از جمله در نفت خام، که این موضوع زمینهی استفادهی آنها را در صنایع معدنی و پتروشیمی فراهم کرده است.
از دیگر مزایای ضدکفهای سیلیکونی میتوان به نامحلولبودن آنها در اغلب سامانهها اشاره کرد؛ ویژگیای که باعث میشود واکنش کمتری با سایر اجزای فرایند داشته باشند و کارکرد طولانیتر و پایدارتری در محیط کفکننده ارائه دهند. این مزیتها سبب شده است که در بسیاری از کاربردهای حساس، ضدکفهای سیلیکونی به گزینهی نخست تولیدکنندگان تبدیل شوند.
صنایع پاییندستی متعددی از این محصولات بهره میبرند که از میان آنها میتوان به پوشرنگها و پوششها (Paint & Coatings)، کاغذ و خمیرکاغذ، تصفیهی آب، پتروشیمی و صنایع غذا و نوشیدنی اشاره کرد. آمارها نشان میدهد در سال 2024 میلادی، فروش جهانی ضدکفهای سیلیکونی به ۱۰۴۸.۳ کیلوتن رسیده است. در این میان، بخش پوشرنگها بیشترین سهم مصرف را به خود اختصاص داده و پس از آن، صنایع تصفیهی آب در جایگاه دوم قرار گرفتهاند. سهم بازار پوشرنگها حدود ۲۰.۹۱ درصد و سهم تصفیهی آب نزدیک به ۱۴.۲۸ درصد گزارش شده است که بیانگر نقش کلیدی این دو صنعت در تقاضای جهانی هستند.
از منظر جغرافیایی، منطقهی آسیا-اقیانوسیه در حال حاضر بزرگترین بازار مصرف ضدکفهای سیلیکونی از نظر ارزش به شمار میرود و پس از آن، آمریکای شمالی قرار دارد. رشد سریع صنایع مصرفکنندهی نهایی، توسعهی تولید محلی و افزایش تعداد نقشآفرینان داخلی در بخشهای مختلف بازار، از جمله عوامل اصلی رشد این منطقه محسوب میشوند. این روند نشان میدهد که کشورهای آسیایی نهتنها مصرفکنندهی عمده، بلکه بهتدریج به قطبهای تولیدی و صادراتی این محصولات تبدیل میشوند.
گزارش QY Research همچنین به بررسی تاثیر تغییرات تعرفهای اخیر و راهبردهای بینالمللی متقابل بر ضدکفهای سیلیکونی پرداخته است. این تحولات، الگوهای تخصیص سرمایه، وابستگیهای اقتصادی منطقهای و بازآرایی زنجیرههای تامین را تحت تاثیر قرار دادهاند و شرکتها را ناگزیر به بازنگری در راهبردهای تولید و توزیع خود کردهاند.
در فضای رقابتی این بازار، شرکتهای مطرحی همچون Dow، Wacker Chemie، Momentive Performance Materials، Shin-Etsu Chemical، Ashland، Elementis، Syensqo، Evonik و Elkem نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. این شرکتها با تکیه بر توسعهی فناوری، بهبود کیفیت محصولات و گسترش حضور منطقهای، تلاش دارند سهم بیشتری از بازار روبهرشد ضدکفهای سیلیکونی را به دست آورند.
در مجموع، ترکیب رشد تقاضا در صنایع پاییندستی، مزیتهای فنی ضدکفهای سیلیکونی و تغییرات ساختاری در اقتصاد جهانی، چشمانداز مثبتی را برای این بازار تا سال 2031 میلادی (۱۴۱۰) ترسیم میکند؛ چشماندازی که میتواند فرصتهای تازهای برای فعالان صنعت و سرمایهگذاران فراهم سازد.

