کرباسچی: مرحوم هاشمی رفسنجانی را واقعگراترین شخصیت کشور میدانم
تهران - ایرنا - غلامحسین کرباسچی با تاکید بر اینکه هاشمی رفسنجانی روی زمین زندگی میکرد و واقعیتهای جامعه را میدید، تصریح کرد: من در طول حدود ۱۰ سال، شامل هشت سال دوره شهرداری و پیش از آن در دوره استانداری، آقای هاشمی را واقعگراترین فرد در عرصه انقلاب و مدیریت کشور میدانستم.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، ۱۹ دی ۱۴۰۴ که از راه برسد ۹ سال از درگذشت آیتالله هاشمی رفسنجانی میگذرد، روحانی سیاستمداری که گرچه در زندان تفسیر قرآن مینوشت اما همه وی را به عنوان سیاستمداری چیره دست میشناختند. شاید همین شخصیت چند وجهی، از وی مبارزی نستوه و چهره برجسته روزهای سختِ پیش و پس از انقلاب ساخته بود و سبب شده بود نام او با دو رکن اساسی حاکم بر ساختار سیاسی کشور یعنی «جمهوریت» و «اسلامیت» گره بخورد.
سالهای پر التهاب پس از انقلاب گواه این مدعا است که هر گاه بیم آن میرفت یکی از این دو رکن تضعیف شود، آیتالله هاشمی رفسنجانی مجدانه به میدان میآمد و با مشی اعتدال گرایی که داشت توازن را در کشور برقرار میکرد و البته این میدانداری مستلزم فداکاری بود زیرا به موازات تلاش وی برای حرکت کشور در مسیر اعتدال خشم افراطیون نیز شعلهور تر میشد و آیتالله روز به روز بیش از گذشته آماج حملات آنها قرار میگرفت. هر چند فقدان این چهره برجسته تاریخ معاصر کشورمان آسیبی جدی بر پیکره جمهوریت نظام است اما بازخوانی مشی و روش وی در این روزهای دشوار که همگان از کمک به مردم سخن می گویند، میتواند چراغ راهی پیش روی مسئولان باشد.
در این راستا و با توجه به شرایط حساس کشور و اتفاقاتی که این روزها با آن مواجه هستیم و همچنین در آستانه سالگرد ارتحال آیتالله هاشمی رفسنجانی در تلویزیون ایرنا میزبان غلامحسین کرباسچی، یکی از سیاستمداران پرسابقه کشورمان بودیم که مشروح این گفتگوی تفصیلی در روزهای آینده منتشر خواهد شد اما در آستانه فرارسیدن ۱۹ دی بر آن شدیم تا فرازهایی از این گفتگوی صمیمانه را که به میراث فکری آیتالله هاشمی رفسنجانی و جایگاه وی در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی اختصاص دارد با شما در میان بگذاریم.
آقای هاشمی واقعگراترین فرد در عرصه انقلاب و مدیریت کشور بود
ایرنا: در آستانه سالگرد درگذشت آیتالله هاشمی رفسنجانی هستیم؛ شخصیتی که در سطوح مختلف مدیریتی کشور نقش داشتند و شما نیز در دوره ایشان مسئولیتهای اجرایی مهمی بر عهده داشتید، میخواهیم درباره شیوه مدیریتی و مشی اعتدالی ایشان و اینکه امروز چگونه میتوان از آن تجربیات بهره گرفت، با شما گفتوگو کنیم.
کرباسچی: واقعیت این است که شرایط امروز بهگونهای شده که اگر کسی بخواهد از آقای هاشمی هم نام ببرد، برخی میگویند آقای هاشمی هم بالاخره بخشی از این مجموعه بوده یا مثلاً چه میزان در وضعیت موجود نقش داشته است و گاهی آدم به این موضوع هم فکر میکند اما واقعاً آقای هاشمی شخصیت متفاوتی بود. آقای هاشمی روی زمین زندگی میکرد و واقعیتهای جامعه، واقعیتهای کشور، توانمندیها و نقاط ضعف کشور را همانگونه که بود میدید. من در طول حدود ۱۰ سال همکاری در دولت ایشان، شامل هشت سال دوره شهرداری و پیش از آن در دوره استانداری، آقای هاشمی را واقعگراترین فرد در عرصه انقلاب و مدیریت کشور میدانستم.
ایشان هیچگاه دچار موهومات و توهمات نمیشد و سیاست آقای هاشمی واقعاً سیاستی واقعگرایانه بود.
ایشان هیچگاه دچار موهومات و توهمات نمیشد و سیاست آقای هاشمی واقعاً سیاستی واقعگرایانه بود. نمونه بسیار بارز آن، مسئله قطعنامه است؛ جایی که وقتی دید میتوان جنگید، ایستاد و فرماندهی کرد و به جبهه رفت. ایشان بارها به اصفهان آمد و از همانجا با لباس مبدل راهی جبهه میشد، شبها بهصورت مخفیانه در اصفهان میماند اما زمانی که به این نتیجه رسید ادامه این مسیر بهمنزله مشت کوبیدن بر سندان یا دیوار است، ایستاد و تصمیم گرفت و حتی به قیمت آنکه بگویند وی اعدام شود، این مسئولیت را پذیرفت. آقای هاشمی رفت و روبهروی امام نشست و با وجود آن کاریزما و اطاعتی که همه نسبت به امام داشتند، ایشان را قانع کرد که قطعنامه پذیرفته شود، چرا که آقای هاشمی در عالم اوهام زندگی نمیکرد. ایشان حتی در برخورد با دشمنان و مخالفانش نیز چنین رویکردی داشت.
آقای هاشمی همواره بر حل و فصل روابط ایران با جهان تاکید میکرد
در زمان آقای هاشمی، مخالفتهای جدی با ایشان وجود داشت، اما او در بسیاری از موارد با مخالفانش با سعهصدر برخورد میکرد. البته در برخی مقاطع نیز فضاسازیها و برخوردهایی صورت میگرفت و من قصد تطهیر یا تقدیس کامل ندارم اما ایشان همواره تأکید میکرد که بالاخره باید روابط ما با دنیا حلوفصل شود؛ این تکیهکلام همیشگی ایشان بود. شما میدانید روابط آقای هاشمی با کشورهای عربی، بهویژه عربستان سعودی، چگونه بود. سفر ایشان به عربستان سعودی واقعاً بینظیر بود و هیچگاه روابط ما به سطح و کیفیت دورهای که ملک عبدالله با آقای هاشمی داشت، بازنگشت؛ درحالی که آن روابط میتوانست هم برای ما و هم برای مهار تندرویها در منطقه بسیار مؤثر باشد.
بالاخره باید روابط ما با دنیا حلوفصل شود؛ این تکیهکلام همیشگی ایشان بود
به یاد بیاورید سفر ما به بحرین در زمان آقای هاشمی و استقبال گستردهای که از ایشان شد؛ همان بحرینی که بعدها مدتی با آن دچار مشکل شدیم. به نظر من، آقای هاشمی انسانی واقعگرا بود و واقعاً به دنبال این بود که مسائل کشور را از طریق ارتباط با دنیا حل کند و رشد اقتصادی کشور را رقم بزند. نتایج این رویکرد را نیز دیدیم؛ بهطوریکه ثمره فعالیتهای هشت ساله ایشان در دوره آقای خاتمی به بهترین دوره مدیریتی کشور هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاست خارجی منجر شد.
اگر بخواهیم از منظر فرهنگی و دینی هم نگاه کنیم، کافی است خطبهها و نماز جمعههای آقای هاشمی را با دورههای بعد مقایسه کنیم. ببینید ایشان با آن زبان، بیان، واقعگرایی و سخن صادقانهای که با مردم داشت، چه ضریب نفوذی پیدا کرده بود و چه تعداد از مردم در نماز جمعهها حضور مییافتند. حالا وضعیت نماز جمعههای امروز را ببینید؛ اساساً قابل مقایسه نیست، حتی اگر بخواهیم از منظر گرایش به تشیع، اسلام و دین به موضوع نگاه کنیم. آقای هاشمی روی زمین زندگی میکرد و به نظر من، نقطه قوت اصلی او در مدیریت و تفکر همین بود که هیچگاه سخن غیرواقعی و معلق در هوا نمیگفت

