چرا تولیدکننده ایرانی مواد را گرانتر از رقیب خارجی میخرد؟
مواد اولیه پلیمری داخلی، بهجای مزیت، به مانع رقابت صنایع پاییندستی تبدیل شدهاند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در ادبیات توسعه صنعتی، وجود زنجیره تأمین داخلی باید به معنای کاهش هزینه، ثبات تولید و افزایش قدرت رقابت باشد. اما دادههای موجود از بازار مواد اولیه پتروشمی ها (پلیمر ها و ...) در ایران، تصویری معکوس از این قاعده را نشان میدهد. در حال حاضر صنایع پاییندستی نهتنها از همجواری با تولیدکنندگان بالادستی منتفع نمیشوند، بلکه ناچارند مواد اولیه داخلی را خریداری کنند که حتی با محاسبه قیمتهای روز جهانی (بر مبنای دلار 144 هزار تومانی)، همچنان بهمراتب گرانتر از نمونه خارجی است.
این شکاف قیمتی، پیش از آنکه محصولی تولید شود، هزینهای تحمیلی بر دوش صنعت میگذارد؛ هزینهای که مستقیماً به کاهش توان رقابتی، فرسایش سرمایه و عقبماندن صنایع پاییندستی از مسیر توسعه منجر میشود.
قیمت مواد اولیه پلیمری داخلی؛ از 2 تا بیش از 150 درصد بالاتر از نمونههای خارجی
صنایع لوازم خانگی، قطعهسازی، خودروسازی، بستهبندی ، تجهیزات الکترونیکی و .... وابستگی مستقیمی به پلیمرهایی نظیر PP، ABS، PA، POM و PC دارند. این مواد، پایه شکلگیری هزاران قطعه صنعتیاند و کوچکترین نوسان قیمتی در آنها، بهصورت تصاعدی بر بهای تمامشده محصول نهایی اثر میگذارد.
اما بررسی قیمتها نشان میدهد که بازار داخلی پلیمرها نه تابع منطق رقابت است و نه بازتابی از قیمتهای جهانی.

بررسی قیمت مواد اولیه پلیمری نشان میدهد شکاف میان بازار داخلی و بازار جهانی، در برخی گریدهای پرمصرف به سطوحی رسیده که عملاً امکان رقابت را از صنایع پاییندستی سلب کرده است. این اختلاف در برخی مواد پایه، به چند برابر قیمت جهانی میرسد؛ آن هم در شرایطی که قیمتهای وارداتی با دلار 144 هزار تومانی محاسبه شدهاند!
برای نمونه، پلیآمید PA66 که یکی از مواد کلیدی در تولید قطعات ماشین لباسشویی، یخچال و قطعات مهندسی با استحکام بالا محسوب میشود، در بازار جهانی با قیمتی در حدود 187 هزار تومان به ازای هر کیلوگرم قابل تأمین است. اما همین ماده در بازار داخلی با قیمت حدود 480هزار تومان به دست تولیدکننده میرسد؛ یعنی بیش از 156درصد بالاتر از قیمت جهانی.
در نمونهای دیگر، پلیمر PA6 که کاربرد گستردهای در صنایع لوازم خانگی و قطعهسازی دارد، در بازار جهانی با قیمتی نزدیک به 160 هزار تومان عرضه میشود، اما تولیدکننده داخلی ناچار است آن را با قیمت حدود 365 هزار تومان تهیه کند. این یعنی مادهای که باید مزیت زنجیره تولید داخلی باشد، با اختلافی در حدود 122 درصد گرانتر از قیمت جهانی به صنعت تحمیل میشود.
این سطح از اختلاف قیمت نشان میدهد که مسئله تنها به نوسانات مقطعی یا هزینههای جانبی محدود نیست، بلکه با ساختاری معیوب در نظام قیمتگذاری و عرضه مواد اولیه مواجه هستیم؛ ساختاری که باعث شده مواد پایه صنعت در داخل کشور، حتی با در نظر گرفتن نرخ بالای ارز، بهمراتب گرانتر از نمونههای خارجی در اختیار تولیدکننده قرار گیرد.
رقابتی که از خط تولید، با باخت آغاز میشود
در چنین ساختاری، صنعت پاییندستی عملاً رقابت را پیش از ورود به بازار نهایی میبازد. تولیدکننده خارجی مواد اولیه را با قیمت جهانی تهیه میکند، اما تولیدکننده داخلی همان ماده را از تولیدکننده داخلی با قیمتی چند برابر میخرد. نتیجه این وضعیت، افزایش شدید بهای تمامشده، کاهش حاشیه سود، ناتوانی در سرمایهگذاری برای ارتقای فناوری و کیفیت و در ادامه افزایش گسترده تعدیل نیروی کار است.
در شرایط فعلی، صنایع پاییندستی نه با رقبای خارجی، بلکه با ساختار تأمین داخلی خود درگیرند. زنجیرهای که قرار بود مزیت راهبردی اقتصاد باشد، اکنون به گلوگاه اصلی تولید تبدیل شده است. استمرار این وضعیت، به معنای تضعیف صنایع اشتغالزا، کاهش عمق ساخت داخل و حرکت تدریجی اقتصاد به سمت خامفروشی و واردات محصول نهایی است.
تعطیلی تدیجی خطوط تولید و خروج سرمایه از بخش صنعت
اگر اصلاح نظام قیمتگذاری مواد اولیه یا ایجاد امکان واردات رقابتی بهعنوان اهرم تنظیم بازار در دستور کار قرار نگیرد، نتیجه نه کاهش قیمت کالاهای داخلی خواهد بود و نه بهبود کیفیت؛ بلکه تعطیلی تدریجی خطوط تولید و خروج سرمایه از بخش صنعت.
دادهها بهروشنی نشان میدهد که گرانفروشی مواد اولیه، صرفاً یک مسئله بخشی نیست، بلکه تصمیمی است که کل مسیر صنعتی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. صنعتی که مواد پایه آن چند برابر قیمت جهانی تأمین میشود، نمیتواند پیشران رشد، صادرات و اشتغال باشد

